کد خبر: 4340808
تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۴۶
چله امید/ ۴۰

پادکست | دل‌های امیدوار

امام زمان(عج) می‌فرمایند: «نَرَى شَوْقَ قُلُوبِكُمْ إِلَيْنَا، وَنَسْتَأْنِسُ بِانْتِظَارِكُمْ، ما می‌بینیم که دل‌های شما در انتظار ما می‌تپد، و این ما را دلگرم می‌کند(نجم‌الثاقب، ص ۳۵۴)». دنیای عجیبی است؛ درست‌تر آنکه بگوییم در دنیای عجیبی زندگی می‌کنیم. زندگی در عصری که هزاران هزار نامه بی‌جواب می‌نویسیم، نامه‌هایی که به نام و نشانی مشخص نوشته و ارسال می‌شود و هرگز پاسخی در خور توجه دریافت نمی‌شود. نامه‌هایی از این گوشه به آن گوشه دنیا که حالا و به مدد تکنولوژی به ظاهر ساده‌تر و ارزان‌تر از روزگار پیش از این به دست صاحب و صاحبانش می‌رسد و البته همانقدر که ساده و ارزان به دست صاحبانش می‌رسد پاسخ‌های ساده و ارزان نیز دریافت می‌کند! آری! برای آدمیزاد دشوار است گفتن، نوشتن، صدا کردن و جواب نگرفتن! نوعی احساس بیهودگی شمرده می‌شود. ولی ما -  ما شیعیان امیرالمؤمنین(ع) امیدواریم به پاسخ از سوی صاحب زمانمان، صاحب امورمان، صاحبی که نمی‌بینیمش ولی او ما را می‌بیند و خوب هم می‌بیند. گروه چندرسانه‌ای ایکنا در نیمه مبارک شعبان در این صحن و صحنه باشکوه «امید» چله‌نشین سخنانی با حضرت موعود(عج) شد. سخنانی ساده، روان و در عین حال دلنشین. این دلنشینی خاص همان سادگی و روانی سخن از طرف فرزند با پدر است. پدری مهربان که راننده آمبولانس و پزشک، نانوا و عکاس، پرستار و مکانیک، شاعر و سرباز، روانشناس و نگهبان شب و... نزد محترمش تفاوتی ندارد. او پدر است و نامه‌ها را بی‌نام پاسخ می‌دهد. در آخرین منزل از این چله‌نشینی با ما همراه باشید با روایتِ امید از خادم امام رئوف...

انتهای پیام
دبیر:
محسن مسجدجامعی
خبرنگار:
نیلوفر قاسمی
captcha